ما ماهواره نداشتیم . ما را رستوران نمی بردند که بدانیم جوجه کباب چه شکلی است . ما خیلی قانع بودیم به خدا . صحنه دارترین تصاویر عمرمان عکس خانم های مینی ژوب پوشیده بود توی مجله های قدیمی . یا زنانی که موهایشان باز بود توی کتاب های آموزش A.B.C.D
زنهای فیلمهای تلوزیون ما توی خواب هم روسری سرشان می کردند . حتی توی کتابهای علوممان هم با حجاب بودند . ما فکر می کردیم بابا مامان هایمان ما را با دعا کردن به دنیا آورده اند. عاشق که می شدیم رویا می بافتیم . موبایل نداشتیم که اس ام اس بدهیم . ما خودمان خودمان را شناختیم . بدنمان را . جنسیتمان را یواشکی و در گوشی آموختیم هیچکس یادمان نداد . و حالا گیر افتاده ایم بین دو نسل . نسلی که عشق و حال هایشان را توی شهر نو ها و کاباره های لاله زار کرده بودند و نسلی که دارد با .فارسی وان ..و ..من و تو ..و ایکس باکس ..و.. فیس بوک.. بزرگ می شوند . و هیچکدامشان مارا نمی شناسند و نمی فهمند .