سلام

به حساب ساعت کامپیوترم الان 1 بامداده. نیم ساعتی هست که از کارگاه برگشتم...

بابا و مامان خوابیدن... قابلمه غذا دست نخورده رو گازه...گفته بودن که منتظرم میمونن تا باهم شام بخوریم....بنده های خدا شام نخورده خوابیدن...

شرمندشون شدم...مثل همیشه